شمس الدين محمد تبريزى مغربى
28
ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )
عراقى : هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى چون نغمهء بلبل ز پى گل شنوى * گل گفته بود هرچه ز بلبل شنوى مغربى : هر نغمه كه از هزاردستان شنوى * آن را به حقيقت ز گلستان شنوى هر ناله كه از بادهپرستان شنوى * آن مىگويد ولى ز مستان شنوى عراقى : چه خوش باشد كه دلدارم تو باشى * نديم و مونس و يارم تو باشى مغربى : تو مىخواهى كه تا تنها تو باشى * كس ديگر نباشد تا تو باشى نمونههاى فراوان ديگرى نيز نشان مىدهد كه مغربى از نظر قالبهاى شعرى و مضامين عرفانى تحت تأثير عراقى بوده است . شاه نعمت اللّه ولى در ترجيعبندى مغربى و عراقى را برابر هم قرار مىدهد و گويد : جامى و شراب و رند و ساقى * هم مغربى و هم او عراقى 1 * شبسترى و مغربى شيخ محمود شبسترى ملقب به سعد الدين يا نجم الدين فرزند عبد الكريم در زمان گيخاتو به دنيا آمد و در عهد الجايتو و ابو سعيد از مشاهير متصوفه بوده است ، در قريه شبستر به دنيا آمد و تحصيلاتش را در تبريز انجام داد و در 720 ه در 33 سالگى درگذشته است او اضافه بر تبحر در علوم رسمى و احاطه كامل عقايد و آراء صوفيه در علم عرفان